دولت ,روحانی ,برجام ,آمریکا ,مخالفان ,ترامپ ,دولت روحانی ,مخالفان دولت ,وجود دارد ,خانم کلینتون ,ریاست جمهوری ,ریاست جمهوری آمریکا ,انتخابات ری

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ایران

:: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ایران
دولت ,روحانی ,برجام ,آمریکا ,مخالفان ,ترامپ ,دولت روحانی ,مخالفان دولت ,وجود دارد ,خانم کلینتون ,ریاست جمهوری ,ریاست جمهوری آمریکا ,انتخابات ری

    زمان کوتاهی به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که قرار است در هشتم نوامبر 2016 بر گزار شود باقی مانده . گذشته از این که احتمال موفقیت کدامیک از نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در حال حاضر وجود دارد. مسیله مهم که در نگاه  تحلیلگران سیاسی وجود دارد  این است که ؛ جمهوری اسلامی موافق پیروزی کدام یک از دو  نامزد است ؟

 به نظر نگارنده ؛ در این مورد در جمهوری اسلامی دو دیدگاه وجود دارد 1- دیدگاه دولت آقای روحانی  2- دیدگاه مخالفان دولت :

1-دولت آقای روحانی علاقمند است تا خانم کلینتون موفق شود زیرا با موفقیت او

   الف- قرار داد برجام یا دست نمی خورد و یا مختصر تغیراتی در آن بوجود می آید و همچنان به قوت خودش باقی است و به حیات خودش ادامه می دهد  زیرا خانم کلینتون وابسته به حزب دمکراتی است که آقای باراک اوباما وابسته به آن می باشد و بر این اساس احتمال تغیر در سیاست واشنگتن نسبت به برجام بسیار کم است با توجه به این که گفته می شود احتمالا آقای " جوبایدن " معاون باراک اوباما وزیر خارجه خانم کلینتون بشود  

    ب- دولت روحانی بعد از قریب به چهار سال مذاکره با دولت آمریکا ؛ که در دست دمکرات ها بود به روش مذاکره با آن ها  آشنا شده و ورود گروه جدید نیاز به گذراندن وقت طولانی است تا با یکدیگر آشنائی پیدا کنند و به اصطلاح زبان یکدیگر را بفهمند

    ج- از جمهوریخواهانی که در گنگره عضو هستند تا شخص دونالد ترامپ نازد این حزب ؛ به کرات مخالفت خود را با مذاکرات هسته ای با ایران و برجام اعلام داشتند و آن را به نفع ایران و به ضرر آمریکا بر شمردند ؟!   طبیعی است که ورود این گروه به کاخ سفید و در دست گرفتن قدرت اجرائی کار را برای دولت روحانی که چند سالی است مشغول مذاکره با آمریکئی های طرفدار برجام است با مشکل روبرو می سازد.

2-مخالفان دولت روحانی از موفقیت ترامپ ناراضی نیستند و عمده ترین دلایلشان  ضدیت با همان هائی می باشند که دولت روحانی موافق موفقیت کلینتون  است و اما دلایل دیگری که سبب شده تا مخالفان دولت روحانی به موفقیت نامزد حزب جمهوریخواه بیشتر راغب باشند عبارتند از:

    الف-  با انتخاب ترامپ ؛ احتمال کنسل شدن برجام و یا تغیرات اساسی و بنیانی که باب طبع دولت نباشد وجود دارد تا حتی ممکن است ترامپ آن را کان لم یکن اعلام کند و این فرصت مناسبی است تا مخالفان برجام در داخل ایران که مخالفان روحانی هم هستند  بر ادامه فعالیت هسته ای  اصرار بورزند و در جهان هم اعلام شود  ایران به تعهداتش در قبال برجام کوتاهی نکرده  و آمریکا بوده که به تعهداتش پشت پا زده .

 در این صورت با توجه به اینکه ایران از تحریم های شورای امنیت سازمان ملل خارج شده و امکان این که مجددا اجماعی جهانی برای تصویب و اعمال تحریم های جدید وجود ندارد بنابر این ایران هم تحریم ها را شکسته و هم به فعالیت هسته ای اش ادامه می دهد و دنیا هم حق را به ایران خواهند داد

ب-با ورود ترامپ جمهوریخواه به کاخ سفید احتمال امنیتی شدن در سطح جهانی و منطقه خاورمیانه و خلیج فارس زیاد است و از این رو ؛  بهترین فرصت را برای مخالفان دولت روحانی فراهم می سازد تا بر روی توسعه جنگ افزارهای نظامی و مانورهای مربوطه  اهتمام بیشتر بورزند  و بودجه یشتر به مسائل نظامی تخصیص داده شود .

 

 

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : دولت ,روحانی ,برجام ,آمریکا ,مخالفان ,ترامپ ,دولت روحانی ,مخالفان دولت ,وجود دارد ,خانم کلینتون ,ریاست جمهوری ,ریاست جمهوری آمریکا ,انتخابات ری
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ایران


رودخانه ,شکستگی ,دچار شکستگی

بیماری علت کم کاری

:: بیماری علت کم کاری
رودخانه ,شکستگی ,دچار شکستگی

علت این که مدتی است کم کار شدم و مطلبی نمی گذارم به این خاطر است که دچار شکستگی لگن شدم و دوران نقاهت و استراحت را با دردهای شدید ناشی از شکستگی و هماتوم و...می گذرانم .رسیده بود بلائی ولی بخیر گذشت

   حدود یک ماه قبل ؛  به اتفاق جمعی از دوستان به  روستای " یوش "  در استان مازندران بر مزار مرحوم  " نیما یوشیج  " رفتیم و در آنجا سخنرانی کردم و در هنگام مراجعت در کنار رودخانه ای جهت استراحت توقف کردیم و برای عبور پیاده از رودخانه از  روی پلی چوبی و باسمه ای  بر اثر لغزندگی پا به داخل رودخانه ای پر ازآب و سنگ های نوک تیز کوهستانی از ارتفاع دو متری سقوط کردم و دچار شکستگی لگن و...شدم و از آن زمان بستری می باشم  و این دوران استراحت مانع از نوشتن شد و امیدوارم بعد از بهبودی در خدمت عزیزان باشم .

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : رودخانه ,شکستگی ,دچار شکستگی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : بیماری علت کم کاری


مسلمانان ,اسلامی ,قربان ,سعید قربان

تبریک عید سعید قربان

:: تبریک عید سعید قربان
مسلمانان ,اسلامی ,قربان ,سعید قربانفرا رسیدن عید سعید قربان یکی از دو عید بزرگ اسلامی را به همه عزیزان و مسلمانان جهان و هموطنان تبریک و تهنیت عرض می کنم .

گفته شده است بر اساس توافق پنهانی بین دو کشور غیر اسلامی روسیه و آمریکا  ؛ قرار است در آستانه عید قربان  در جنگ بین مسلمانان و گروه های مدعی اسلامی در سوریه بعد از شش سال  جنگ و خونریزی و آوارگی آتش بس به اجرا در آید . چه این آتش بس اجرا شود و چه نشود هیچ ضایعه ای بالاتر از این نیست که مسلمانان بنام اسلام خون یکدیگر را بطور وحشیانه بریزند و کشورهای غیر اسلامی بخواهند بینشان اتش بس بر قرار کنند یعنی همان هائی که در شش سال قبل در سایه بهار عربی این جنگ را راه انداختند .

 به هر حال امید است مسلمانان تعصبات قومی و قبیله ای و عقیدتی را کنار بگذارند و به جنگ و خونریزی پایان دهند تا صلح و امنیت در خاورمیانه بر قرار گردد.

 

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : مسلمانان ,اسلامی ,قربان ,سعید قربان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : تبریک عید سعید قربان


تهران ,فلسطين ,دولت ,اسلامي ,هائي ,آقاي ,دولت فلسطين ,جمهوري اسلامي ,كشورهاي عربي ,صحنه نبرد ,چالش هائي

ديدار محمود عباس با مريم رجوي در پاريس

:: ديدار محمود عباس با مريم رجوي در پاريس
تهران ,فلسطين ,دولت ,اسلامي ,هائي ,آقاي ,دولت فلسطين ,جمهوري اسلامي ,كشورهاي عربي ,صحنه نبرد ,چالش هائي

     در قبل انقلاب ؛ گروه هاي  ايراني وابسته به چپ ماركسيستي و معتقد به مشي مسلحانه نظير : سازمان " چريك هاي فدائي خلق " ؛ اعضايشان را براي فراگيري مسائل چريكي به اردوگاه " جنبش خلق براي آزادي فلسطين " به رهبري زنده ياد دكتر " جرج حبش " كه يك گروه چپگراي فلسطيني بود مي فرستادند  و اعضاي " سازمان مجاهدين خلق "  به اردوگاه " الفتح " به رهبري ياسر عرفات اعزام مي شدند  و به اين ترتيب يك رابطه تاريخي بين الفتح و مجاهدين خلق از قبل انقلاب بوجود آمده بود تا جائيكه در بعد انقلاب و در سفري كه در روزهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي ؛ آقاي عرفات به ايران داشت  با مسعود رجوي ديدار كرد و همچنين آقاي " هاني الحسن " اولين سفير فلسطين در تهران ارتباط نزديك و فشرده اي با سازمان مجاهدين خلق بر قرار كرده بود تا جائيكه  جمهوري اسلامي ازاين ارتباط نزديك ناخشنود بود و بالاخره  سازمان آزاديبخش فلسطين آقاي هاني الحسن را تغير داد و بجايش آقاي " صلاح زواوي " به تهران فرستاد وليكن اين ارتباط در خارج ايران تا حدودي حفظ شده بود .

  بعد از قرارداد اسلو و حملات تند و شديدي كه جمهوري اسلامي ايران به ياسر عرفات و ساف در پيش گرفت  و رهبران فلسطيني را متهم به سازشكاري نمود گسلي بين تهران و ساف بوجود آمد واعضاي ساف ‌‌ظهور گروه هائي نظير : جنبش اسلامي فلسطين و تا حدودي حماس را در صحنه فلسطين  ناشي از سياست هاي ضد ساف تهران قلمداد  كردند مخصوصا حمايت هاي تهران از حماس بر اين فضاي آكنده ازسوء نظر افزود .

    بعد از انتخابات سال 2007 و پيروزي هائي كه حماس در سايه اين انتخابات كسب كرد و جدائي غزه از محدوده جغرافيائي قدرت  تشكيلات دولت خودگردان فلسطيني يا دولت فلسطين به رهبري ابو عباس بر جو بدبيني بين تهران و رام الله اضافه شد و دولت فلسطين را بر آن داشت كه با گروه هاي مخالف جمهوري اسلامي در حدي ارتباطي داشته باشد .

  اختلاف فوق  بين دولت فلسطين و جمهوري اسلامي ايران  كه  خيلي حائز اهميت  نبود ؛ بايد علت ديگر بر آن اضافه كرد و آن  شدت گرفتن اختلافات بين رياض و تهران است كه بر بسياري از معادلات منطقه  تاثيرات سلبي و ايجابي بر جاي گذاشت بر روابط تهران با رام الله هم تاثير گذاشت .

     در گردهمائي مجاهدين در پاريس آقاي محمود عياس به عنوان يك مقام رسمي شركت نداشت ولي برخي  از شخصيت هاي فلسطيني وابسته به ابو عباس حضور داشتند و حضور اين شخصيت ها ؛  ناشي از همان دلتنگي هائي است كه بين  رام الله  و  تهران به خاطر حمايت تهران از رقيب دولت فلسطين وجود دارد   .

  از آنجائي كه رياض به دنبال منزوي كردن ايران در جهان اسلام و جهان عرب است و به انحاء گوناگون مي خواهد ائتلافي از كشورهاي عربي در مقابل ايران بوجود آورد تا اگر در صحنه نبرد و جنگ سخت با مشكلات   مواجه است در صحنه نبرد سياسي ؛ دست بالا را داشته باشد .  تلاش هاي عربستان در برخي از كشورهاي عربي كه روابط ديپلماتيك حسنه با ايران دارند توام با موفقيت نبود .

   رياض سعي دارد تا با همراه كردن دولت هاي نظير :  دولت فلسطين كه از يك طرف به حمايت كشورهاي قدرتمند عرب نيازمند است  و از طرف ديگر  با مشكلات مالي و اقتصادي روبرو مي باشد و همچنين با تهران به سبب حمايت هايش از حماس دچار چالش هائي است در فضاي سياسي ؛ تهران را با چالش هائي روبرو سازد و ديدار ابوعباس با مريم رجوي در اين چارچوپ قابل ارزيابي است .

 

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : تهران ,فلسطين ,دولت ,اسلامي ,هائي ,آقاي ,دولت فلسطين ,جمهوري اسلامي ,كشورهاي عربي ,صحنه نبرد ,چالش هائي
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : ديدار محمود عباس با مريم رجوي در پاريس


تركيه ,منطقه ,كشورهاي ,سوريه ,پيدا ,خاورميانه ,ديگر كشورها ,اتحاديه اروپا ,امور ديگر ,منطقه استراتژيك , آقاي اردوغان

تركيه و ضرورت تغيرر روش در سوريه در بعد از كودتا

:: تركيه و ضرورت تغيرر روش در سوريه در بعد از كودتا
تركيه ,منطقه ,كشورهاي ,سوريه ,پيدا ,خاورميانه ,ديگر كشورها ,اتحاديه اروپا ,امور ديگر ,منطقه استراتژيك , آقاي اردوغان

    از شبي كه كودتاي نافرجام در كشور تركيه بوقوع پيوست  ؛  آقاي " اردوغان " رئيس جمهور تركيه و ديگر مقامات ارشد سياسي تركيه بطور  دائم ؛  آمريكا و برخي از كشورهاي  اروپائي  را در پاره اي از مواقع بصورت تلويحي و در بعضي اوقات بطور صريح و بي پرده در  مظان اتهام  طراحي توطئه كودتا  قرار مي دهند.و به اين ترتيب هم از غرب گله مند هستند و هم عملكرد غرب را محكوم مي كنند .

    شكي نيست كه حزب عدالت و توسعه از بدو به دست گرفتن قدرت در تركيه ؛  تلاش فراوان نمود كه به اتحاديه اروپا ملحق شود و براي نيل به اين هدف استرتژيك ؛ تلاش كرد تا هر پيشنهادي را كه اتحاديه مزبور ارائه  نمود را بپذيرد  .  اگر چه در نهايت ناكام شد و با در بسته اتحاديه اروپا روبرو شد . تركيه  براي جبران از سرخوردگي به خاطر عدم ورود به اتحاديه اروپا ؛ به سمت آمريكا گرايش پيدا كرد و يك دوست صميمي واشنگتن  در منطقه استراتژيك  خاورميانه و در بين كشورهاي عربي در آمد .

    بعد از روي كار آمدن آقاي " اوباما " و استرتژي به اصطلاح " بهار عربي " كه آمريكا در خاورميانه به دنبال تحقق آن بود ؛  دلبستگي آنكارا به واشنگتن بطور مضاغف افزايش پيدا كرد و اين توهم در رهبران حزب عدالت وتوسعه بوجود آمد كه در سايه تحقق طرح آمريكائي " بهار عربي "  مي توانند بر كل منطقه خاورميانه تسلط پيدا كنند و هژموني تركيه را  در اين منطقه استراتژيك تحقق ببخشند . حاصل اين وابستگي شديد تركيه به آمريكا و تفكر سلطه گرايانه رهبران حزب عدالت و توسعه در منطقه  ؛  ايجاد فضاي پر از تنش و نا امني است كه بر خاورميانه حاكم شده است .

    تجربه تاريخي گواه بر اين است كه در شرايط نا مطمئن و نا  امن ؛ خواسته يا ناخواسته بال و پر خيلي ها خواهد سوخت و بسياري از حوادث غير منتظره بوقوع خواهد پيوست  و تحولاتي كه در طي جنگ هاي جهاني اول و دوم در بسياري از كشورها رخ داد شاهد بر اين مدعا است و چيزي هم نمانده بود كه در اوضاع نابسامان و متشنج  كنوني كه بر خاورميانه حكومت مي كند تركيه نيز به سرنوشت ديگر كشورها مبتلا شود و دستخوش تحولاتي عميق  بشود  .

   اكنون بهترين فرصت است تا آنكارا ؛ عقل سياسي خود را به كار گيرد و با استفاده از تجربيات تاريخ بشري  ؛  به امن كردن منطقه روي آورد و از مداخله در امور ديگر كشورها دست بكشد . . اگر تركيه از ابتداي درگيري هاي سوريه به قصد اجراي هژمونيش و اهداف بلند پروازانه  حزب عدالت و توسعه و شخص آقاي اردوغان  ؛  در اين كشور همسايه  دخالت نمي كرد و به پشتوانه وعده هاي دوستان آمريكائيش وارد معركه نمي گرديد مسئله سوريه به اين درازا نمي كشيد و در همان آغاز سرو سامان  پيدا مي كرد و اين همه تخريب و فجايع انساني و حقوق بشري رخ نمي داد .

  چنانچه ؛   آقاي اردوغان و تيم همراهش واقعا معتقدند كه واشنگتن و تعدادي از پايتخت هاي كشورهاي اروپائي از جمله لندن در اين كودتا بطور مستقيم يا غير مستقيم دست داشتند پس بايد با كمي برخورداري  از انديشه سياسي و تجربه تاريخي  ؛ متوجه شوند كه نبايد با طناب كشورهاي بلوك غرب به داخل چاه بروند و اكنون وقت آن رسيده تا  تصميمي جديد و سرنوشت ساز و واقع بينانه اتخاذ كنند   و از مداخله در امور ديگر كشورها و خصوصا كشورهاي همسايه  و به ويژه سوريه خودداري كنند .

   اگر تركيه  بطور واقعي تصميم بگيرد روشش را در سوريه تغير بدهد مطمئنا تغيرات اساسي و بنياني در سوريه بوجود خواهد آمد و اين منطقه پر از تشنج به سمت آرامش پيش خواهد رفت و در سايه آرامش ؛ بسياري از درگيري هاي داخلي منطقه كه بخش عمده اي از آن به تحريكات قدرت هاي فرا منطقه اي است كاهش پيدا مي كند و در مجموع به نفع آينده تركيه خواهد بود . در غير اين صورت هر كدام از كشورهاي منطقه در هر زمان بايد منتظر تحولي در حاكميتشان  باشند و حداقلش اين كه ناضايتي عمومي در داخل كشورشان افزايش مي يابد و اين نارضايتي عمومي بزرگترين خطر براي حكومت ها است .

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : تركيه ,منطقه ,كشورهاي ,سوريه ,پيدا ,خاورميانه ,ديگر كشورها ,اتحاديه اروپا ,امور ديگر ,منطقه استراتژيك , آقاي اردوغان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : تركيه و ضرورت تغيرر روش در سوريه در بعد از كودتا


تركيه ,كودتا ,اردوغان ,آمريكا ,آمريكائي ,عدالت ,رياست جمهوري ,اتحاديه اروپا ,بهار عربي ,كودتاي نظامي ,رابطه آنكارا

چرا در تركيه كودتا شد ؟

:: چرا در تركيه كودتا شد ؟
تركيه ,كودتا ,اردوغان ,آمريكا ,آمريكائي ,عدالت ,رياست جمهوري ,اتحاديه اروپا ,بهار عربي ,كودتاي نظامي ,رابطه آنكارا

    با گذشت نزديك به دو هفته از كودتاي نا فرجام تركيه ؛ همچنان چگونگي اين كودتا مورد بحث محافل سياسي در تركيه و منطقه و سطح جهاني مي باشد و هر شخص و گروه و كشوري به زعم خودش به تحليل و ارزيابي اين كودتا مي پردازد .

    دولت تركيه مدعي است :  طرفداران " محمد فتح الله گولن " روحاني خود تبعيدي تركيه اي  در آمريكا ؛ عامل اين كودتا مي باشند  و از طرف ديگر  گولن ادعا مي كند كه كودتا يك سناريو از قبل برنامه ريزي شده توسط آقاي " اردوغان " و حزب عدالت و توسعه  بود تا فرصت و بهانه اي پيدا كنند و  مخالفانشان را سركوب نمايند و براي اثبات اين ادعا به حوادث پسا كودتا كه به دستگيري و بازداشت وسيع مخالفان در تركيه منجر شد استدلال مي كند .

   اگر نگاهي كلي از زمان به قدرت رسيدن  حزب عدالت و توسعه به رهبري آقاي اردوغان در تركيه انداخته شود ممكن است تا حدودي به كشف واقعيات كمك كند .

  حرب عدالت و توسعه در اوائل قرن بيست و يكم و پيش از اين كه به قدرت برسد بر روي يكي از آرزوهاي دولتمردان تركيه مبني بر ورود به "  اتحاديه اروپا "  تكيه كرده بود و وعده داده بود كه بعد از كسب پيروزي ؛  راه را براي ورود به اتحاديه مزبور هموار مي كند . عملا بعد از پيروزي به خاطر مخالفت كشورهاي اروپائي كه اين اتحاديه را به باشگاه نا نوشته  كشورهاي مسيحي تبديل كرده اند موفق نشد به اتحاديه اروپا راه پيدا كند در نتيجه در دوران رياست جمهوري جرج بوش پسر؛  كفه حزب عدالت و توسعه در مقابل اتحاديه اروپا  به سمت آمريكا  سنگين شد و تركيه تلاش كرد آنچه را كه مي خواست با ورود به اتحاديه اروپا در زمينه توسعه اقتصادي به دست آورد در سايه نزديكي با آمريكا كسب كند .  البته آمريكا هم از اين گرايش تركيه استقبال كرد زيرا هم از نظر اقتصادي و هم از جهت سياسي به نفع منافع آمريكا بود .و روابط آنكارا با واشنگتن سبب شد تا تركيه از  رشد اقتصاد ي مناسب برخوردار شود  و در نتيجه  بر محبوبيت حزب عدالت و توسعه  در داخل تركيه  افزوده شد .

  بعد از روي كار آمدن " بارك  اوباما  " در آمريكا و شعار "  تغير "  كه اوباما داده بود اردوغان سعي كرد تا در سايه روابط گرم وحسنه  كه با آمريكا  بر قرار كرده بود و توسعه اقتصادي كه پيدا نموده و با استفاده از شعار تغير بر قدرت سياسيش در داخل تركيه و سطح منطقه و خصوصا كشورهاي اهل تسنن عربي بيفزاديد و به يك قدرت بلا منازع منطقه تبديل شود .

    شروع  حركت به اصطلاح " بهار عربي " در كشورهاي عربي شمال آفريقا و سقوط امثال " حسني مبارك  " رئيس جمهور مصر كه طي سال هاي متمادي  بهترين دوست آمريكا و اسرائيل در منطقه بشمار مي رفت اشتهاي اقاي اردوغان را براي رهبري در منطقه و افزايش قدرت سياسيش و آنچه كه با عنوان احياي حكومت عثماني نام برده مي شود را افزايش داد . روي كار آمدن وابستگان اخوان المسلمين در تونس و مصر كه مخرج مشترك با حزب عدالت و توسعه دارند  اين شك و ترديد را در اردوغان از بين برد كه آينده خاورميانه  متعلق به قدرت  حزب عدالت و توسعه تركيه است كه ريشه اخواني دارد .علت العلل ورود بي محابا و شتابزده  تركيه در سوريه را بايد در اين چارچوپ مورد ارزيابي قرارداد .خصوصا اين كه ؛ واشنگتن كه پايه گذار و حامي بهار عربي بود از نزديكان و حاميان اردوغان به حساب مي آمد  و اردوغان تصور كرد تا با حمايت آمريكا مي تواند بهار عربي را پيش ببرد و دولت هاي مستقل و دولت هاي و ابسته به بلوك غرب كه كارائي خودشان را از دست دادند را  يك به يك سرنگون كند و عوامل تركيه را بر سر كار بياورد .

  طولاني شدن جنگ در سوريه و حمايت هاي روسيه و ايران از سوريه سبب شد تا شك و ترديدهائي در آمريكائي ها نسبت به اهداف ظاهر و پنهان اردوغان و موفقيت ها در سوريه و سرنگوني آقاي " بشار اسد "  پيدا شود و خصوصا در ماه هاي پاياني رياست جمهوري آقاي اوباما ؛ دولتمردان واشنگتن به اين جمع بندي رسيدند تا بيشتراز اين در باتلاق سوريه فرو نروند و سروساماني به وضع نابسامان سوريه بدهند مخصوصا در زمان انتخابات رياست جمهوري كه قرار است تا چند ماه آينده انجام گيرد و مي تواند  دستمايه اي براي تبليغات منفي حزب رقيب نشود .

  بروز فاصله در برنامه هاي منطقه اي آمريكا با تركيه از ماه هاي قبل ؛ مشهود بود از جمله حمايت واشنگتن از كردهاي سوريه كه با اهداف تركيه در تضاد قرار داشت .

  آمريكائي ها به اين نكته واقف شدند كه از اين به بعد ؛  ناكارائي دولت اردوغان براي منافع منطقه اي آمريكا بيشتر از كارائي آن است وبخصوص در زماني كه رابطه آنكارا با مسكو و تل آويو قطع است با راه اندازي كودتائي ؛ به عمر سياسي حزب عدالت وتوسعه پايان دهند و به اين ترتيب مقدمات كودتا فراهم شد و در عين حال ؛  آمريكائي نمي خواستند ردي از خودشان در كودتا بر جاي بگذارند تا در صورت عدم موفقيت كودتا ؛ رابطه آنكارا با واشنگتن از اين بدتر نشود و در ضمن در مظان اتهام راه اندازي كودتاي نظامي كه در تضاد با شعارهاي دمكراسي خواهي آمريكائي ها است  در سطح  جهاني  قرار نگيرند .

   آنكارا هم به  ايجاد فاصله با  واشنگتن پي برد  و احتمال قوي اردوغان شك كرده بود كه آمريكائي ها در تدارك كودتا ئي باشند و  از  اين رو سراسيمه به برقراري رابطه با روسيه تا حد عذر خواهي از مسكو و همچنين ايجاد رابطه با تل اويو اقدام نمود . همزماني برقراري رابطه عجولانه با اين دو كشور ؛  تا حدي در نگاه ابتدائي تعجب بر انگيز بود ولي اكنون كه كودتا به وقوع پيوسته مي توان تا حدودي به علل اين برقراري شتابزده رابطه پي برد.

  آمريكائي ها كه  محتاطانه  با راه اندازي  كودتا برخورد مي كردند موفق شدند بخشي از ارتش تركيه را براي كودتا آماده كنند و برنامه اشان اين بود كه بعد از موفقيت ؛  براي اين كه برچسب حمايت از كودتاي نظامي ها را نخورند طرفداران گولن را كه تا حدودي در تركيه قدرتمند هستند روي كار بياورند تقريبا مشابه همان كاري كه در مصر و بعد از سقوط حسني مبارك انجام دادند و به خاطر نفوذ مردمي كه اخوان المسلمين در مصر داشت اسبابي فراهم نمودند تا اخوان المسلين در قدرت قرار بگيرند  و شكل دمكراتيك حفظ شود .نا گفته نماند ؛  اين كه آقاي گولن مي گويد در جريان كودتا نبوده احتمالا همين طور است و او دقيقا از هدف آمريكائي ها بي اطلاع بود ولي برنامه آمريكائي ها براي بعد از كودتا ؛ روي كار آوردن طرفداران محمد فتح الله گولن  بود .

  همانطور كه اشاره شد اردوغان به نيت آمريكائي ها پي برده بود ولي چرا بيش از وقوع كودتا پيشدستي نكرد :  اولا- به ظن قوي ؛   اطمينان نداشت  كدام بخش ازارتش با آمريكائي ها همراه شده .ثانيا- شايد انتظارنداشت به اين سرعت كودتا عملياتي بشود .ثالثا- در كنار دو مورد فوق ؛ اين ا حتمال را هم بايد داد كه اردوغان منتظربود تا كودتا عملياتي بشود تا فرصت و بهانه اي پيدا كند تا مخالفانش خصوصا طرفداران گولن را قلع و قمع نمايد و آنچه را كه در پسا كودتا بطور وسيع و گسترده شاهد آن هستيم گواهي بر مدعا مي تواند باشد.

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : تركيه ,كودتا ,اردوغان ,آمريكا ,آمريكائي ,عدالت ,رياست جمهوري ,اتحاديه اروپا ,بهار عربي ,كودتاي نظامي ,رابطه آنكارا
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : چرا در تركيه كودتا شد ؟


پزشكي ,جامعه ,سازمان ,پزشكان ,نظام ,كيارستمي ,نظام پزشكي ,سازمان نظام ,عباس كيارستمي ,درمان ايشان ,مرحوم عباس

درگذشت " عباس كيارستمي " و حواشي پزشكي آن

:: درگذشت " عباس كيارستمي " و حواشي پزشكي آن
پزشكي ,جامعه ,سازمان ,پزشكان ,نظام ,كيارستمي ,نظام پزشكي ,سازمان نظام ,عباس كيارستمي ,درمان ايشان ,مرحوم عباس

    مرحوم عباس كيارستمي كار گردان نام آشنا و معروف ايران بعد از بيماري كوتاه و چند ماهه ( از اسفند 1394 تا تبر ماه 95 ) و انجام چهار عمل جراحي بالاخره در بيمارستان " مونتسوريس"  شهر پاريس درفرانسه فوت كرد .

    ضايعه درگذشت كيارستمي براي خانواده و همكاران و دوستانش بسيار سنگين و غمگين و تا حدودي غير مترقبه بود خصوصا بعد از انتقالش به خارج از كشور كه  اميد فراوان به بهبودش داشتند و درگذشتش  سبب بروز عكس العمل هائي از سوي خانواده كيارستمي گرديد بطوريكه  فرزندانش كم كاري تيم پزشكي و درماني او را در بيمارستان هاي ايران و خصوصا بيمارستان " جم " كه كيارستمي مراحل نخست درمانش را از آنجا شروع كرده بود عامل  اصلي و اساسي در مرگ وي قلمداد كردند و اعتراضات تا  آنجا ادامه پيدا كرد كه در مراسم يادبود مرحوم كيارستمي يكي از همكاران ايشان در عرصه كارگرداني آقاي " داروش مهرجوئي " لب به انتقاد شديد از نحوه درمان ايشان گشود و عباراتي را در مورد جامعه پزشكي كشور به كار برد كه اولا- در شان شخصيت جناب مهرجوئي  نبود . ثانيا- مشخص نيست و هنوز ثابت نشده كه آيا سهل انگاري و يا بي توجهي از سوي تيم  درمان كيارستمي صورت گرفته است ؟.اگرچه جناب مهرجوئي بعد از چند روز بطوريكه  خبر گزاري " ايسنا " نقل كرده  سعي كرده تا حدودي صحبت هايش را اصلاح كند .

    در مورد مسائل مطروحه در فوق ؛  اشاره و ذكر چند نكته حائز اهميت است و لازم است به آن ها توجه شود تا در آينده مورد توجه بيشتر قرار گيرد :

1-مهمترين و اصلي ترين وظيفه هر پزشك و كادر درماني در سراسر جهان از جمله كشور ما و بر اساس سوگندي كه  ياد كرده اند درمان بيماراني  است كه به آن ها  مراجعه مي كنند و وظيفه اخلاقي اقتضاء دارد هر پزشكي كه  مسئوليت درمان هر بيماري را  بر عهده گرفته به نحو احسن انجام  وظيفه نمايد و براي او دارا و ندار ؛ اشخاص مشهور يا گمنام  نبايد تفاوت بكند زيرا جان هر انساني شريف است و خداوند به هر شخصي يك باربيشتر جان نمي بخشد و نبايد بگذاريم  يك بيمار بر اثر بي مبالاتي و يا بي توجهي و كم توجهي  تلف بشود.

.2-خوشبختانه از دير باز پزشكان ايراني ؛  افرادي خوش استعداد و با علاقه در فراگيري علم پزشكي  بودند و مهارتشان در حوزه درمان زبانزد خاص و عام بود و است  و تا حدودي مي توان ادعا كرد در اين مورد جاي هيچگونه نگراني نيست  و اگر گزاف نباشد از همكارانشان در برخي از كشورهاي توسعه يافته يك گام يا چند گام جلوتر هستند.

3- متاسفانه در جامعه چند هزار نفره پزشكان كشور تعدادي يافت مي شوند  كه به هر دليلي توجه خاص به بيماران نمي كنند و خودشان را تافته جدا بافته از ديگر اقشار جامعه خصوصا اقشار متوسط و پائين دست جامعه   از نظر اقتصادي و علمي مي دانند و با بيماران از موضع تبختر و خود بزرگ مي بيني بر خورد مي كنند و حاضر نمي شوند به سئوالات بيمار يا همراهان بيمار با گشاده روئي پاسخ بدهند .اگر چه تعداد اين دسته از پزشكان ممكن است زياد نباشد وليكن هر تعدادي باشند روي ديدگاه جامعه نسبت به پزشكان تاثيرات منفي بر جاي مي گذارد و سبب ايجاد بدبيني نسبت به همه پزشكان در جامعه مي گردد و چنانچه تا حدودي هم شده است.

4-طبق قانون ؛ سازمان نظام پزشكي  مهمترين مرجع رسيدگي به تخلفات پزشكان است و اگر چه اين سازمان  بايد مدافع حقوق پزشكان باشد وليكن دولت و ملت از اين سازمان انتظار دارند اگر خطائي درماني و اخلاقي از سوي پزشكان در حق  هر بيماري از روستائي گرفته تا شهري و از  افراد صاجب نام  تا افراد گمنام و......اعمال شده با قاطعيت و بدون غمض عين برخوردار نمايد تا هم  پزشكان به مسئوليت خطيرشان بيش از پيش واقف باشند و دقت نمايند و از تكرار خطا جلوگيري شود و هم حقي از بيماران  تضيع نگردد واگر سازمان نظام پزشكي به وظايف محوله قانوني به درستي عمل كند يقينا  اعتماد احاد جامعه نسبت به نظام پزشكي افزايش پيدا خواهد كرد . در غير اين صورت بايد انتظار داشت تا هر شخصي در امور پزشكي اظهار نظر كند و به قضاوت  بنشيند.

  ناگفته نماند همان جديت و پيگيري  كه در روزهاي اخير سازمان نظام پزشكي در مورد پرونده درماني مرحوم كيا رستمي انجام داده است بايد در مورد همه پرونده هاي مشابه انجام دهد و اين گمانه بوجود نيآيد كه برخي از بيماران از مزيت هائي خاص و ويژه برخوردارند .

5-در مورد بيماري مرحوم عباس كيارستمي از نقطه اي شروع شد و به نقطه اي كه متاسفانه فوت ايشان است ختم شد .اگر خانواده و دوستان او نقاطي تاريك و مبهم در زنجيره درمان ايشان مشاهده مي كنند بهتر آن است از طريق مراجع ذيصلاح كه سازمان نظام پزشكي است اقدام نمايند و طرح مسئله در مجامع عمومي و رسانه اي كردن توسط افراد فاقد صلاحيت ؛  آن هم قبل از اظهار نظر سازمان نظام پزشكي؛  نمي تواند اقدامي منطقي باشد و در شان جامعه روشنفكري كشور نيست.

6-البته اگر شاكيان  هر پرونده  بعد از اظهار نظر قطعي سازمان نظام پزشكي ؛ قانع نشدند و دلايل قوي و مستدل در اختيار دارند كه حكايت از راي ناصواب نظام پزشكي مي باشد .در آن صورت مي توانند از راه هائي كه قانون اجازه مي دهد و تشخيص مي دهند صحيح است اقدام بفرمايند .

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : پزشكي ,جامعه ,سازمان ,پزشكان ,نظام ,كيارستمي ,نظام پزشكي ,سازمان نظام ,عباس كيارستمي ,درمان ايشان ,مرحوم عباس
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : درگذشت " عباس كيارستمي " و حواشي پزشكي آن


سازمان ,رجوي ,تركي ,مجاهدين ,كرده ,هوشياري ,سازمان مجاهدين ,تركي فيصل ,اشتباه لفظي ,اعلام كرده ,اظهارات تركي ,سخنان شاهزاده عربستاني

مسعود رجوي فوت كرده يا زنده است ؟

:: مسعود رجوي فوت كرده يا زنده است ؟
سازمان ,رجوي ,تركي ,مجاهدين ,كرده ,هوشياري ,سازمان مجاهدين ,تركي فيصل ,اشتباه لفظي ,اعلام كرده ,اظهارات تركي ,سخنان شاهزاده عربستاني

    سازمان مجاهدين خلق در هر سال و در چنين ايامي در شهر پاريس كه مركز فعاليتشان در اروپا است نشستي بر گزار مي كند و در نشست ساليانه امسال كه در تير ماه 1395 بر پا شد علاوه بر اين كه از مهمانان ويژه بر خوردار بود سخناني ويژه ايراد شد كه در نشست هاي قبلي مطرح نشده بود و مهمترين صحبت ويژه ؛ سخنان شاهزاده عربستاني آقاي  " تركي فيصل " از مقامات سابق امنيتي كشور عربستان بود .

     نامبرده در خلال سخنراني تندي كه عليه جمهوري اسلامي انجام داد كه خيلي دور از انتظار نبود و تا حدودي قابل پيش بيني بود  و در حاليكه همسر رجوي را مورد خطاب قرار داده بود دو بار از عبارت غير متعارف " همسر مرحومتان " استفاده كرد عبارتي كه توجه  محافل سياسي داخلي و تا حدودي خارجي را به خود مشغول كرد .

     از چند سال قبل ؛ به علت عدم حضور مسعود رجوي  رهبري سازمان مجاهدين خلق در محافل عمومي و پخش نشدن صدا  و سيماي او در رسانه هاي صوتي و تصويري و پخش سخنراني هاي تكراري  او كه به زمان هاي خيلي قبل بر مي گردد؛  اين شايعه را دامن زد  كه مسعود رجوي يا كشته شده و يا فوت كرده و از آنجائي كه سازمان مزبور ؛ سكوت اختيار كرده بود ؛  چگونگي مرگش در هاله اي از ابهام قرار داشت و يك نوع سردرگمي بوجود آمده بود .

  اگرچه بعد از سخنان شاهزاده عربستاني ؛ سازمان مجاهدين بطور خيلي خفيف اظهارات تركي فيصل را رد كرد و آن را ناشي از اشتباه لفظي تعبير نمود ولي در اين مورد چند گمانه را مي توان تصور كرد :

1-گمانه اول اين كه : تركي فيصل در حال مستي و دوري از هوشياري اظهارات فوق را بيان كرده است  . كه در اين صورت اولا – بايد بقيه سخنان او را هم ناشي از مستي و دوري از هوشياري مورد ارزيابي قرار داد . ثانيا- چرا و به چه دليل در مقابل همسر رجوي به اين موضوع اشاره كرده آيا آنچه را كه " افكار نيوز "  به نقل از يكي از كارشناسان عراقي بنام  "ماجد زهير شنتاف "  بعد از اجلاس پاريس  اعلام كرده مبني بر اين كه : وصلتي پنهاني بين  مريم قجر عضدانلو و تركي  وجود دارد عامل اشاره تركي به خانم رجوي بوده است ؟

2- گمانه دوم : تركي آگاهانه و با برخورداري از  هوشياري كامل و بر اساس اطلاعات موثق كه از منابع معتبر امنيتي عربستان در اختيار دارد ابراز داشته . كه در اين حالت مي توان در تائيد صحت فوت رجوي ؛ شك و شبهه و ترديد را كنار گذاشت  .

3- تركي در حال هوشياري بود و اشتباها و بدون منظوري خاص چنين مطالبي را بيان داشته و آنچه كه سازمان مجاهدي خلق اعلام كرده : اظهارات شاهزاده  به خاطر يك اشتباه لفظي بود .

   در اين صورت سازمان مجاهدين بايد براي رفع شبهه ؛ هر چه سريعتر يك نوار صوتي تصويري ازمسعود رجوي كه به مسائل روز براي مثال : رد اظهارات تركي و......اشاره مي كند را پخش كند تا همگان متوجه شوند كه تركي دچار اشتباه لفظي شده است و گرنه ؛ همچون گذشته سرنوشت مرد شماره يك سازمان را در ابهام نگهداشتن تاثيرات منفي بر طرفدارانشان بر جاي خواهد گذاشت و اگر تا الان دستگاه تبليغاتي سازمان مجاهدين موفق شده بود مرگ رجوي را پنهان نگاه دارد و يا به نوعي لاپوشي كند مطمئنا از اين به بعد به عنوان يك سئوال اساسي در فكر و ذكر طرفداران نقش خواهد بست و ظاهر نشدن رجوي در انظار عمومي و تكذيب  سازمان مجاهدين مبني بر فوتش ؛  دو گانگي فكري  در بين اعضاء و طرفدارانشان بوجود خواهد آورد و  سبب ريزش نيروهاي سازمان مجاهدين  در آينده خواهد شد .

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : سازمان ,رجوي ,تركي ,مجاهدين ,كرده ,هوشياري ,سازمان مجاهدين ,تركي فيصل ,اشتباه لفظي ,اعلام كرده ,اظهارات تركي ,سخنان شاهزاده عربستاني
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : مسعود رجوي فوت كرده يا زنده است ؟


جامعه بشري

تبريك عيد سعيد فطر

:: تبريك عيد سعيد فطر
جامعه بشريفرا رسيدن عيد سعيد فطر كه يكي از دو عيد بزرگ اسلامي است را به همه عزيزان تبريك و تهنيت عرض مي كنم .

عيد فطر كه پايان يك ماه ممارست براي دوري از زشتي ها و نزديكي به خوبي ها است  بر همگان مبارك باشد .

همه انسان هاي شريف در سراسر جهان خواستار حاكميت خوبي ها بر جهان هستند و با هر زشتي مخالف مي باشند و  هدف بزرگ از روزه داري و نخوردن و نياشاميدن مخصوصا در روزهاي گرم و طولاني در يك ماه رمضان؛ در اصل و اساس تمرين براي افزايش اراده جهت مقابله با ارتكاب هر عمل زشت و قبيح چه در زندگي فردي و چه در زندگي اجتماعي مي باشد .

به اميد آن كه روزي شاهد آن باشيم جنگ و خونريزي و كشتار انسان هاي بي گناه كه از زشت ترين اعمال است از جامعه بشري رخت بر بندد و صلح و صفا و امنيت بر جامعه بشري حاكم شود .

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : جامعه بشري
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : تبريك عيد سعيد فطر


اتحاديه ,اروپا ,خروج ,اقتصادي ,كشورهاي ,انگلستان ,اتحاديه اروپا ,ساير كشورهاي ,ناخالص داخلي ,توليد ناخالص ,اقتصاد انگلستان ,توليد ناخالص داخلي

راي انگليسي ها به خروج از اتحاديه اروپا ، علل و تبعات آن

:: راي انگليسي ها به خروج از اتحاديه اروپا ، علل و تبعات آن
اتحاديه ,اروپا ,خروج ,اقتصادي ,كشورهاي ,انگلستان ,اتحاديه اروپا ,ساير كشورهاي ,ناخالص داخلي ,توليد ناخالص ,اقتصاد انگلستان ,توليد ناخالص داخلي

                     

  در پنچشنبه سوم تيرماه 1395 مصادف با بيست سوم ژوئن 2016 مردم بريتانيا در يك همه پرسي شركت كردند  تا نظرشان را در مورد  ماندن در اتحاديه اروپا يا خارج شدن از آن به راي  گذاشتند و بالاخره سازي جدا از ساير كشورهاي عضو اتحاديه اروپا نواختند و با راي مثبتي كه به خارج شدن از اتحاديه اروپا دادند كشور خودشان و اتحاديه اروپا و در سطحي گسترده  روابط بين الملل  را در يك تلاطم  اقتصادي و سياسي فرو بردند .تلاطمي كه آينده آن تا حدودي نا مشخص و در ابهام است .

   در مورد  ماندن يا خارج شدن انگليس از اتحاديه اروپا ؛ هر دو گروه موافقان و مخالفان براي خودشان دلايل قوي داشتند و به اين خاطر رقابت خيلي فشرده بود و تا روز راي گيري ؛ نتيجه دقيق همه پرسي تقريبا غير قابل پيش بيني بود و بالاخره با اختلاف اندك ؛ موافقان خارج شدن با كسب 52 در صد آرا ؛ به پيروزي برسند .

   از يك سو ؛ انگلستان در سال هاي اخير با يك سري مشكلات و بحران هاي اقتصادي روبرو  بود و از رشد اقتصادي مورد نظر انگليسي ها بر خوردار نبود بطوريكه با توليد ناخالص  داخلي 2945146 دلار  در سال 2014  بعد از آلمان با 3859547 دلار قرار گرفت و در رديف پنچم اقتصاد جهاني جاي  گرفت . مخالفان اتحاديه اروپا ؛  رنكينك  پنچم  را ناشي از عضويت در اتحاديه مزبور بر مي شمارند و معتقدند اگر انگلستان مي خواهد در رشد اقتصادي با پيشرفت و حتي جهش روبرو شود و جايگاهش را ارتقاء ببخشد و حداقل بعد از آلمان قرار نگيرد  و يا از اين حد هم نزول نكند بايد هر چه زودتر ار اتحاديه اي كه  مقررات و قوانينش دست و پاگير است خارج شود حتي به بهاي ضرباتي كه در كوتاه مدت به اقتصاد انگلستان و ارزش پوند واحد پول اين كشور و بازار بورس آن وارد مي شود .

    از ديگر سو ؛  موافقان حضور انگليس در اتحاديه ؛  اعتقاد دارند اگرچه حضور در اتحاديه ممكن است تبعاتي در بر داشته باشد وليكن حضور در اتحاديه اي كه متشكل از 27 كشور است و توليد ناخالص داخلي آن در مجموع  18495349 دلار مي باشد و  با قدرت بزرگ اقتصادي جهان نظير آمريكا با توليد ناخالص داخلي 17418925 دلار  و ساير كشورهاي جهان  در تبادلات اقتصادي است اثرات مفيد بر اقتصاد انگلستان بر جاي مي گذارد و خارج شدن ؛  به انزواي لندن در معادلات اقتصادي جهاني منجر خواهد شد و به نفع انگليس است از محاسن حضور در اتحاديه  و مبادلات اقتصاد بين الملل برخوردار باشد و از معايب آن غمض عين نمايد.

   موضوعي كه در سال هاي اخير مردم انگلستان را سخت تحت تاثير قرار داد و سبب شد تا تفكر خروج از اتحاديه اروپا جا باز كند در نگاه كلي عبارتند از :  1- وضعيت نابسامان اقتصادي برخي از كشورهاي عضو اتحاديه  اروپا نظير : يونان- پرتغال – اسپانيا و.. و خوف از تسري آن  به ساير كشورها و تبعات منفي اين بحران بر اقتصاد كشورهاي عضو  .2- سيل مهاجرت هائي است كه به اين جزيره سرازير شده مهاجراني از كشورهاي اروپاي شرقي و جهان سوم كه در انگلستان كار مي كنند و بعضا  دستمزدهايشان را براي خانواده هايشان در خارج از بريتانيا مي فرستند و موافقان خروج از اتحاديه اروپا ؛ قبول مهاجرت را ناشي از حضور در اتحاديه اروپا قلمداد مي كنند وتنها راه خروج از اين مسئله در فرار از اتحاديه مي دانند و از اين روست كه  شهروندان انگليسي سنين متوسط به بالا راي به خروج دادند  و مسئله پناهجويان را بايد بدان اضافه كرد.

   در وراي مسائل اقتصادي ؛  در حوزه سياسي ؛ راي انگليسي ها به خروج ؛  يك حركت راستگرايانه تعبير مي شود و از يك طرف سبب خوشحالي ملي گراها و راستگرا در  اروپا شده و در پي آن ملي گراها در ساير كشورهاي اروپائي اميدوار يه خروج كشورشان  از اتحاديه شدند و تهديد جدي براي متلاشي شدن اتحاديه اروپا تلقي مي شود  و حتي راستگرائي نظير : دونالد ترامپ "  نامزد رياست جمهوري آمريكا در آن سوي آتلانتيك از خروج انگليس از اتحاديه ؛  ابراز رضايت  و خوشحالي كرد و از طرف ديگر ؛  طرفداران وحدت اروپا خصوصا دولت هائي كه سكاندار اين اتحاديه  و بنياگذاران آن هستند نظير : آلمان – فرانسه – ايتاليا و... را سخت متاثر ساخته است .ناگفته نماند روسيه هم به خاطر تحريم هاي يكپارچه اي كه در سال هاي اخير و بعد از ماجراي اكراين از طرف اتحاديه بر آن كشور تحميل شد از بروز چنين شكاف هايي در اتحاديه اروپا نگران نيست .

 از آنجائي كه ؛  خصوصا بعد از جنگ دوم جهاني ؛ همواره  لندن همراه  و همپا واشنگتن  قدم بر مي داشت و به عبارتي عامل فدرت  آمريكا در اتحاديه اروپا بود و واشنگتن ؛ مطالباتش را از طريق لندن ؛  راحت تر و بهتر به اتحاديه اروپا تحميل مي كرد  بر اين اساس آمريكا  با خروج لندن از اين اتحاديه ؛ نگران است و كار براي آمريكا در اتحاديه اروپا تا حدي سخت تر و مشكل تر خواهد شد و به اين علت ؛  دمكرات هاي آمريكائي هر گز موافق خروج انگلستان نبودند  .

  در نگاه كلي ؛ نمي توان راي انگيسي ها به خروج را  محكوم  كرد و بايد به آنان تا حدودي حق داد . اگر چه در نگاهي ديگر ؛  راي به خارج شدن  قابل تائيد هم نمي باشد . وليكن بايد اعتراف كرد كه عملكرد اتحاديه اروپا بايد تا حدودي تغير كند و رهبران كشورهاي عمده اتحاديه ؛  تغيراتي را در مقررات بوجود آورند تا سبب نشود فرار از اتحاديه اروپا فراگير شود و سراسر كشورهاي عضو مخصوصا  كشورهاي غير شرق اروپا را در بر بگيرد.

  بدون شك  راي كشور قدرتمندي نظير انگلستان  به خروج  از اتحاديه اروپا مي تواند نقطه اي عطف در روابط بين الملل در حوزه هاي اقتصادي و سياسي تلقي كرد و موجب تغيراتي در توازن وتعادل سياسي و اقتصادي در قاره سبز و سطح بين المللي بشود و احتمال تجزيه بريتانياي كبير دور از انتظار نمي باشد.

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : اتحاديه ,اروپا ,خروج ,اقتصادي ,كشورهاي ,انگلستان ,اتحاديه اروپا ,ساير كشورهاي ,ناخالص داخلي ,توليد ناخالص ,اقتصاد انگلستان ,توليد ناخالص داخلي
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : راي انگليسي ها به خروج از اتحاديه اروپا ، علل و تبعات آن


آمریکا ,اقتصادی ,آمریکائی ,ترامپ ,جامعه ,اوباما ,خانم کلینتون ,مشکلات اقتصادی ,حاکمیت آمریکا ,زندگی اقشار ,اقشار متوسط

چرا ترامپ در انتخابات آمریکا پیروز شد ؟

:: چرا ترامپ در انتخابات آمریکا پیروز شد ؟
آمریکا ,اقتصادی ,آمریکائی ,ترامپ ,جامعه ,اوباما ,خانم کلینتون ,مشکلات اقتصادی ,حاکمیت آمریکا ,زندگی اقشار ,اقشار متوسط

     بعد از یک رقابت نفس گیر و تا حدود زیادی خشمگینانه در آمریکا ؛ بین نامزدهای دو حزب اصلی این کشور در نهایت آقای " دونالد ترامپ " از حزب جمهوریخواه موفق شد تا رقیبش خانم " هیلاری کلینتون " از حزب دمکرات  را شکست بدهد  و این در حالی بود که نظر سنجی ها ؛ حکایت از پیروزی خانم کلینتون می کرد و به این خاطر پیروزی ترامپ شوکی بر افکار عمومی که تحت تاثیر نظر سنجی ها قرار داشتند وارد نمود و این سئوال در اذهان نخبگان و عامه مردم در سراسر جهان نقش بست که علت موفقیت این سرمایه دار آمریکائی که تا یک سال قبل سابقه ای از فعالیت های سیاسی در رزومه او وجود نداشت در چیست ؟ برای پاسخ دقیقتر به این سئوال به نظر می رسد باید اوراق تقویم را ورق بزنیم و به سال های قبل مراجعه نمائیم .

   

به نظر نگارنده ؛ اقبال عمومی به ترامپ را باید :

    از حادثه یازده سپتامبر شروع کرد که آقای " هلموت اشمیت " صدر اعظم وقت آلمان ؛ آن را نقطه عطف در رویدادهای جهانی ذکر نمود . بعد از حادثه فوق که شوکی شدید به پیکره آمریکا وارد کرد ؛ این شک و تردید را در ذهن شهروندان آمریکایی بوجود آورد که ایالات متحده  بر خلاف تصور شان از امنیت کامل بر خوردار نیست  و در آن زمان ؛ دولتمردان وقت آمریکا برای زدودن شک و تردید مزبور و ابراز قدرت در صحنه بین المللی به افغانستان و در پی آن برخلاف موافقت شورای امنیت به عراق حمله کردند و دو جنگ بزرگ در سال های نخستین هزاره سوم و قرن بیست و یکم راه اداختند و هزاران نفر از جوانان آمریکائی را راهی این دو کشور مسلمان خاورمیانه نمودند و با اشغال افغانستان و عراق هزینه ای سنگین بر دوش مالیات دهندگان آمریکائی برجای گذاشتند که عوارض لشگر کشی های ذکر شده : 1- برگشت تابوت های پیچیده در پرچم آمریکا  2-افزایش مشکلات اقتصادی بود .

   مشکلاتی که به تدریج و بر اثر سیاست های اقتصادی که دولت و موسسات مالی  آمریکائی پیش گرفته بودند تبدیل به بحرانی شد که در حوزه مسکن در سال 2008  خود را نشان داد .نابسامانی در حوزه اقتصادی  تا آنجا  پیش رفت که در انتخابات سال 2008  آمریکا ؛ شعارهای آقای " باراک اوباما " از حزب دمکرات مبنی بر بهبود شاخص های اقتصادی و بر گرداندن نیروهای نظامی از عراق و افغانستان در بین شهروندان آمریکائی خریدار پیدا کرد و آمریکایی ها  امید بسته بودند تا با انتخاب اوباما ؛  لشکر کشی به پایان برسد و این کشور بر مشکلات اقتصادی بازمانده از دوران جرج بوش قائق آید و به این ترتیب اوباما  بر " جان مک کین" رقیب جمهوریخواهش پیروز شد و کلید کاخ سفید را به دست آورد .

     اگر چه اوباما موفق شد تغیراتی در نیروهای آمریکائی در افغانستان و عراق بوجود آورد ولیکن موفق نشد رونقی به زندگی مردم آمریکا و اقتصاد این کشور بدهد تا جائیکه در سال های اخیر متوسط  درآمد آمریکائی ها تا حد دو سه هزار دلار کاهش پیدا کرد . هر چند ؛  ظواهر امر از بهبود شاخص های اقتصادی بود  در حالیکه فقری نهفته جامعه متوسط و اقشار پایین دست جامعه را تحت فشار قرار داده بود و تفاوت در ظاهر و باطن جامعه آمریکا سبب اغوای دمکرات ها  شد که از عمق فاجعه به دور ماندند.

     بازگشت تابوت ها ؛ از یک سو ؛ روحیه شهروندان آمریکائی را مکدر ساخت و از دیگر سو ؛  مشکلات اقتصادی ؛ زمینه های بروز اعتراضات گسترده مردمی را فراهم نمود که واضحترین نمود آن ؛ اعتراضات موسوم 99 در صدی ها بود که بسیاری از شهرهای بزرگ آمریکا را فرا گرفته بود و اوج این اعتراض به نظام سرمایه داری در وال استریت به نمایش گذاشته شده بود .حوادثی که خیلی ها به سادگی از کنار آن عبور کردند در حالیکه تظاهرات اعتراضی ؛ نشان دهنده حال و روز جامعه فقر زده و خسته و رنجور ناشی از عدم اطمینان به امنیت جانی و مالی و اقتصادی این کشور پهناور بود .

    آقای اوباما علاوه بر این که نتوانست مشکلات اقتصادی اقشار میان دست و پائین دست جامعه را بطور اساسی و بنیانی حل کند و یا جمهوریخواهان در گنگره این فرصت را به او  ندادند که حل نماید و زندگی میلیون ها کارگر سفید پوست ساماندهی کند و آن ها را از نگرانی و معضلات اقتصادی برهاند ؛ با دخالت در سوریه و ناتوانی در حل آن ؛ به اعتبار جهانی آمریکا آسیب وارد کرد و سبب رنجش بخشی از جامعه  آمریکا گردید .

   مجموعه عوامل فوق به اضافه شماری دیگر از عوامل پنهان و آشکار علتی شد بر افزایش سرخوردگی آمریکائی ها  به اوباما و سیاست های حزب دمکرات که از سال 2008 قدرت اجرائی را در اختیار داشتند .

  در این میان ؛ ظهور شخصی با مشخصات فردی و اقتصادی ترامپ که خود را خارج از حاکمیت آمریکا معرفی کرده بود که می خواهد تحولی در زندگی مردم  آمریکا پدید آورد و سر و سامانی به زندگی اقشار زحمتکش این کشور بدهد ؛ روزنه ای از امید به آینده ای بهتر را برای اکثریت آمریکائی های تهیدست روشن نمود  . ترامپ با زیرکی و نقش افرینی در قالب اپوزیسیون حاکمیت آمریکا ؛ موفق شد  توجهات را به خود جلب کند و شهروندان معترض آمریکائی جذب شعارها و سخنان او قرار گرفتند و در نهایت  آرای خود را به نام او به صندوق های رای انداختند  و توجه به این واقعیت نکردند چگونه یک سرمایه دار بزرگ می تواند به زندگی اقشار متوسط و پائین دست بهبود ببخشد . زندگی بر اکثر مردم آمریکا چنان تنگ شد که ترامپ را به عنوان یک منجی شناختند و یک بار دیگر شانس خود را با رای به او آزمایش نمودند .

   نباید از این نکته غافل بود شخصی که در مقابل ترامپ  قرار داشت از محبوبیتی بالا برخوردار نبود و اکثر آنانی که به  خانم کلینتون  رای دادند استدلالشان این بود که می خواهند بین بد و بدتر ؛ بد را انتخاب کنند . در صورتیکه اگر رهبران حزب دمکرات از عمق شرایط اقتصادی حاکم بر اقشار متوسط و پائین دست جامعه آمریکا اطلاع دقیق داشتند و تحت تاثیر شهرت و آوازه و ارتباطات خانم کلینتون قرار نمی گرفتند و اجازه می داند شخصی نظیر " برنی سندرز " در مقابل ترامپ قرار بگیرد  احتمال این که تیجه انتخابات تغیر می کرد زیاد بود .

.

 

 

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : آمریکا ,اقتصادی ,آمریکائی ,ترامپ ,جامعه ,اوباما ,خانم کلینتون ,مشکلات اقتصادی ,حاکمیت آمریکا ,زندگی اقشار ,اقشار متوسط
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : چرا ترامپ در انتخابات آمریکا پیروز شد ؟


برجام ,ترامپ ,آمریکا ,گزینه ,مخالفت ,المللی ,ایالات متحده ,      گزینه ,ریاست جمهوری ,دولتمردان آمریکائی ,پیدا کرده ,ریاست جمهوری آمریکا

ترامپ و برجام

:: ترامپ و برجام
برجام ,ترامپ ,آمریکا ,گزینه ,مخالفت ,المللی ,ایالات متحده ,      گزینه ,ریاست جمهوری ,دولتمردان آمریکائی ,پیدا کرده ,ریاست جمهوری آمریکا

از زمانی که مذاکرات هسته ای بین نمایندگان جمهوری اسلامی ایران  با نمایندگان آمریکا در دوران ریاست جمهوری آقای باراک اوباما شروع شد و تا زمانی که برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک )  در تاریخ چهاردهم ژوئیه 2015 به تائید 5 + 1 رسید جمهوریخواهان در گنگره علم مخالف برداشتند و آن را  در جهت حفظ منافع آمریکا ندانستند اگر چه بخش عمده مخالفت های جمهوریخواهان  به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ارتباط پیدا می کرد و این که حزب دمکرات از برجام به عنوان موفقیت در روابط بین المللی دولت اوباما استفاده تبلیغاتی خواهد کرد و این مخالفت ها تا آنجا پیش رفته بود که دولت  را با مشکلاتی مواجه ساخته بود و به یک چالش جدی بین دولت اوباما با گنگره تبدیل شده بود .

     با شروع فعالیت های انتخاباتی برای ریاست جمهوری آمریکا ؛ آقای دونالد ترامپ که نامزد حزب جمهوریخواه بود با اینکه از جانب رهبران حزب مزبور حمایت قاطع نمی شد و در پاره ای از مواقع با مخالفت هائی هم روبرو بود مع الوصف او نیز مخالفت با برجام  را  در چارچوپ مخالفت های جمهوریخواهان گنگره تنظیم کرد و تا آنجا پیش رفته بود که اظهار داشته بود بعد از انتخاب شدنش برجام  را پاره می کند ؟!

   بعد از انتخاب ترامپ اولین سئوالی که در اذهان در رابطه با برجام خطور کرد این بود که شخصی که از این بعد کلید دار کاخ سفید است با این قرار داد بین المللی چه خواهد کرد ؟ آن طور که در کمپین انتخاباتی گفته : آن را پاره می کند و یا از نظراتش عدول می کند و بیانات قبل از انتخابات تا بعد آن متفاوت است و یا ......

  به نظر نگارنده سه گزینه  در پیش روی آقای ترامپ وجود دارد :

1-      گزینه اول این که : از کنار آن بگذرد و توجهی نکند و در حد مخالفت  ظاهری  اکتفا نماید .

   عملا این گزینه بعید به نظر می رسد  و با اظهارات گذشته ترامپ و سر سختی که تاکنون جمهوریخواهان  گنگره  در مخالفت با برجام از خودشان نشان دادند و دیدگاه های اشخاصی  که ترامپ در حال چیدمان برای دولت آینده آمریکا است در تضادی آشکار قرار دارد و تقریبا  این گزینه دور از انتظار است و می توان گفت نزدیک به صفر است .

 فقط در یک صورت احتمال دارد این گزینه در برنامه آقای ترامپ جای بگیرد و آن این که : روسیه که از یک سو با ایران رابطه نزدیک دارد و از تایید کنندگان برجام است و از دیگر سو پیش بینی می شود با ترامپ روابطی حسنه داشته باشد از ترامپ بخواهد مخالفت با برجام را بطور جدی در دستور کار دولتش قرار ندهد و یا ایران بر اثر یک دیپلماسی خاص در یک مذاکرات  ؛ امتیازاتی ویژه به ایالات متحده بدهد و ترامپ را  وادار کند از پرداختن به برجام منصرف شود .

2-      گزینه دوم این که ؛ ترامپ بطور جدی برجام را کنار بگذارد و اعلام کند چون گنگره آمریکا آن را به تصویب نرسانده لذا ملتزم به اجرای آن نیست .و آمریکا  را از 5+ 1 کنار بکشد .

در این صورت شاید بتواند پاسخگوی انتظارات مخالفان داخلی برجام  در ایالات متحده و جمهوریخواهان در گنگره باشد ولیکن در عمل ؛ واشنگتن ؛ بر خلاف جریان آب در روابط  بین المللی شنا می کند  و آمریکا را به انزوا در جامعه بین المللی می کشاند و نشان می دهد که دولتمردان آمریکائی اعتباری برای امضای مسئولین قبلی که با رای مردم به کاخ سفید راه پیدا کرده بودند قائل نیستند  و این موضوع یک سوء ظن دائمی را نسبت به رهبران آمریکا در بین سایر کشورها بوجود خواهد آورد و از این به بعد ؛ از اعتبار بین المللی آمریکا کاسته می شود و اروپائی ها از این عمل دولتمردان آمریکائی آزرده خواهند شد و به بی اعتنائی و بی احترامی  به آن ها تعبیر می شود .

3-      گزینه سوم ؛ در این گزینه ؛ ترامپ ؛ برجام را پاره نکند بلکه با استفاده از دستگاه قضائی ایالات متحده و اتکاء به یک سری ضوابط و مقررات داخلی این کشور عملا برجام را از حیض انتفاع ساقط نماید و به گونه ای عمل کند تا بانک های دیگر کشورها از تامین مالی معاملات با ایران خودداری نمایند . آمریکا با اجرای  تحریم اولیه که مربوط به حقوق بشر و تروریسم و....می شود دیگرکشورها را در معاملات با  ایران با چالش های جدی روبرو سازد .

اسرائیل به دنبال اجرای این گزینه است و احتمالا در دیدار آینده نتانیاهو با ترامپ  که ممکن است در فروردین ماه 1396 انجام گیرد ؛ نخست وزیر اسرائیل بر این گزینه تاکید کند و بعید نیست برخی از کشورهای عربی خلیج فارس این گزینه را تائید نمایند تا به این ترتیب روابط تهران – واشنگتن تیره تر از آنچه که امروز است بشود .

  گزینه سوم این حسن را برای ایالات متحده در بر دارد که با جامعه جهانی مخالفت نکرده ولیکن به اهداف خودش برای بی اثر ساختن برجام دست پیدا کرده است . 

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : برجام ,ترامپ ,آمریکا ,گزینه ,مخالفت ,المللی ,ایالات متحده ,      گزینه ,ریاست جمهوری ,دولتمردان آمریکائی ,پیدا کرده ,ریاست جمهوری آمریکا
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : ترامپ و برجام


کوبا ,آمریکا ,کاسترو ,جهان ,کشور ,انقلاب ,انقلاب کوبا ,فیدل کاسترو ,مردم جهان ,توسعه یافته ,حالیکه میانگین

انقلاب کوبا و درگذشت " فیدل کاسترو "

:: انقلاب کوبا و درگذشت " فیدل کاسترو "
کوبا ,آمریکا ,کاسترو ,جهان ,کشور ,انقلاب ,انقلاب کوبا ,فیدل کاسترو ,مردم جهان ,توسعه یافته ,حالیکه میانگیندر روز جمعه پنچم آذر 1395 " فیدل کاسترو " رهبر انقلاب کوبا در سن 90 سالگی چشم از جهان فروبست .مرگ این چریک پیر چشمان بسیاری از مردم جهان را گریان و لب های تعدادی را نیز خندان کرد .برای آشنائی بیشتر از آنچه که بر انقلاب کوبا گذشت توجه به روند حوادث در این کشور کوچک و با جمعیت ده میلیون حائز اهمیت است .
انقلاب کوبا به رهبری فیدل کاسترو و دکتر ارنستو چه گوارا آرژانتینی و همراهی تعدادی از جوانان ؛ در زمانی به پیروزی رسید که سال های پایانی دوران ریاست جمهوری آیزنهاور جمهوریخواه بود . ( اول ژانویه سال 1959 میلادی ) . رئیس جمهوری با تفکرات میلیتاریستی و از جزب بازها در حاکمیت آمریکا ؛ همان رئیس جمهوری که در سال های آغازین ریاست جمهوریش به بهانه این که ایران دوران دکتر مصدق به دامن شوروی سقوط نکند کودتای 28 امرداد علیه دولت قانونی دکتر مصدق را راه انداخت .
همان قدر که آیزنهاور و برادران دالس ( جان فوستر و دالس ) سعی کردند تا ایران با کودتای امرداد به دایره نفوذ واشنگتن وارد شود با انقلاب آزادیخواهانه و استقلال طلبانه و ضد دیکتاتوری رزمندگان کوبا ؛ این کشور تقریبا همسایه آمریکا از دایره قدرت واشنگتن خارج شد و به مدار مخالف پیوست . اگر چه در سال 1959 که کاسترو به پیروزی رسید نزدیکی به مسکو در استراتژی او و جوانان همرزمش قرار نداشت .
آیزنهاور چاره ای نداشت که انقلاب کوبا را تحمل کند تا دوران ریاست جمهوریش به پایان برسد ولیکن حاصل جمع سیاست خارجی او در دوران جنگ سرد یک به یک بود .ایران را به دست آورد و کوبا را از دست داد.
با روی کار آمدن جان اف کندی دمکرات و بر خوردهای قدرتمدارانه واشنگتن در قبال جوانان انقلابی کوبا ؛ کاسترو مجبور شد برای محفوظ ماندن انقلاب کوبا از نقشه های براندازانه واشنگتن ؛ به تدریج راه نزدیکی به مسکو را بر گزیند . خروشچف از فرصت استفاده کرد و کاسترو را به مسکو نزدیک کرد که اوج این نزدیکی را در ماجرای اولتیماتوم کندی به شوروی در سال 1962 میلادی می توان ملاحظه کرد .
از این زمان ؛ تحریم های تحمیلی آمریکا بر کوبا شروع شد و هر قدر تحریم ها گسترده تر می شد و زندگی بر مردم کوبا تنگ تر می گردید ؛ هاوانا را به مدار دنیای کمونیست نزدیکتر می کرد . آمریکا با اشباع نمودن جهان از نیشکر؛ مانع از فروش این محصول غیر استراتزیک کوبا در بازارهای جهانی شد و به این ترتیب چرخ های اقتصاد تک محصولی کوبا را کند کرد و از کار انداخت و حکومت قدرتمند و مغرور آمریکا غافل از این واقعیت بود که برخوردهای غیر متعارف در عرف دیپلماتیک با هاوانا ؛ سوق دادن این کشور به روش های رادیکالی و تندروی می باشد و در نهایت چنین شد و چه گوارا را که ؛ گوشه ای از دستگاه حکومتی کوبا را مدیریت می کرد را وادار ساخت تا دولتمردی را رها کند و به راه اندازی جنگ های چریکی بر علیه منافع آمریکا در چهار گوشه جهان از آفریقای سیاه تا آمریکای لاتین و....همت نماید .
سال های نخستین دهه 60 میلادی ؛ سال های اوج گیری جنگ های چریکی و مبارزات مسلحانه علیه امپریالیسم آمریکا می باشد که تقریبا یکی از محرکین اصلی این مبارزات ؛ چه گوارا و دولت کوبا بودند . رهبران کوبا در قامت رهبران مبارزه علیه آمریکا در نزد مردم جهان و خصوصا جوانان ظاهر شدند و تمام این حوادث به تعمیق شکاف بین واشنگتن و هاوانا کمک کرد .دهه های شصت و هفتاد و هشتاد میلادی این درگیری بین دو قطب از یک سو ؛ آمریکا سمبل امپریالیسم جهانی و از دیگر سو ؛ کوبا نمادی از جهان سوسیالیسم تداوم داشت . تا اینکه در اولین سال آخرین دهه قرن بیستم ؛ شوروی جنگ سرد را باخت و از هم پاشیده شد و صحنه را به رقیبش آمریکا واگذار کرد و از این زمان ورق سرنوشت برای هاوانا برگشت و کوبا بزرگترین حامی خودش را در دوران جنگ سرد از دست داد مخصوصا در دوران " یلسین "و اگر چاوز در ونزوئلا بر سر قدرت قرار نمی گرفت و به کمک کوبا نمی شتافت و شیر نفت را برای کوبا باز نمی کرد قطعا کوبا که فاقد این محصول استراتزیک بود در سراشیبی سقوط از آرمان هایش قرار می گرفت و در مقابل همسایه قدرتمند شمالیش تسلیم می شد .
کاسترو به خاطرذکاوتش ؛ زنگ خطر را شنید وصبر نکرد تا با فوتش ؛ برادرش جایگزین بشود و در زمان حیاتش و برای این که وضعیت اقتصادی کوبا را ساماندهی کند تا از هم پاشیدگی جلوگیری نماید کلیه امور مدیریت کشور را به برادر " رائول " سپرد و خود در حاشیه قرار گرفت .
کوبا در طول 54 سال تحریم از ناحیه آمریکا ؛ دوران سختی را پشت سر گذاشت و به نظر نگارنده هر کشوری غیر از کوبا بود از هم پاشیده می شد و فقط رهبری کاسترو بود که توانست که این کشور را سرپا نگه دارد و در بعضی از شاخص های زندگی بهترو بالاتر از نورم جهانی قرار دهد .حتی مخالفان کوبا و کاسترو به این واقعیت که کوبا در برخی از زمینه ها از جمله : بهداشتی و آموزشی پیشرفت فوق العاده ای داشته اعتراف می کنند . برای مثال : 99/8 درصد مردم کوبا ده میلیونی با سوادند و سیستم های آموزشی در این کشور از بسیاری از کشورهای توسعه یافته ؛ پیشرفته تر و با کار آمدی قابل تحسین می باشد و در حالیکه تعداد دانشکده های پزشکی کوبا در قبل انقلاب 3 دانشکده بود اکنون به 22 دانشکده افزایش پیدا کرده و به این خاطر بسیاری از پزشکان کوبائی در بسیاری از کشورهای جهان فعالند و در زمینه تولید دارو از جمله تولید واکسن دستاوردهای بزرگی داشتند . میزان مرگ و میر نوزادان در واحد جمعیت از برخی از کشورهای جهان اول و توسعه یافته کمتر است و میانگین امید به زندگی در مردان 77 سال و در خانم ها 80 سال است .در حالیکه میانگین جهانی 68 سال می باشد .در حالیکه میانگین بیماری سل در جهان به ازای هر 1000 نفر 170 نفر است در این کشور 2 نفر در هزار نفر است و همچنین شیوع بیماری ایدز در کوبا 1 نفر در هر هزار نفر می باشد و با توجه به این که در سطح جهانی 8 نفر در هر هزار نفر می باشد .
علی رغم فضا سازی که رسانه های کشورهای امپریالیستی در مورد فقدان آزادی در کوبا در اذهان مردم جهان بوجود آوردند و تلاش بی وقفه کردند تا کاسترو را یک دیکتاتور معرفی کنند درسال 2016 فقط دو روزنامه نگار در زندان بودند و در حال حاضر هیچ محکوم به اعدام و در انتظار اعدام در این کشور وجود ندارد .
کلام آخر این که : فشار هایی که آمریکا در این شش دهه در زمینه های گوناگون بر کوبا تحمیل کرد به هیچ کشوری وارد نکرد واشنگتن خواست به جهانیان نشان دهد که راه کاسترو راهی غلط و پر از اشتباه است و اکنون در هنگام فوت کاسترو باید گفت : در آینده تاریخ قضاوت خواهد کرد که راه آمریکا با آن فشارها و تحریم ها اشتباه بوده یا راه کاسترو که مقاومت را در مقابل هژمونی آمریکا برگزید

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : کوبا ,آمریکا ,کاسترو ,جهان ,کشور ,انقلاب ,انقلاب کوبا ,فیدل کاسترو ,مردم جهان ,توسعه یافته ,حالیکه میانگین
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : انقلاب کوبا و درگذشت " فیدل کاسترو "


برجام ,ترامپ ,آمریکا ,گزینه ,مخالفت ,المللی ,ایالات متحده ,      گزینه ,ریاست جمهوری ,دولتمردان آمریکائی ,پیدا کرده ,ریاست جمهوری آمریکا

ترامپ و برجام

:: ترامپ و برجام
برجام ,ترامپ ,آمریکا ,گزینه ,مخالفت ,المللی ,ایالات متحده ,      گزینه ,ریاست جمهوری ,دولتمردان آمریکائی ,پیدا کرده ,ریاست جمهوری آمریکا

از زمانی که مذاکرات هسته ای بین نمایندگان جمهوری اسلامی ایران  با نمایندگان آمریکا در دوران ریاست جمهوری آقای باراک اوباما شروع شد و تا زمانی که برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک )  در تاریخ چهاردهم ژوئیه 2015 به تائید 5 + 1 رسید جمهوریخواهان در گنگره علم مخالف برداشتند و آن را  در جهت حفظ منافع آمریکا ندانستند اگر چه بخش عمده مخالفت های جمهوریخواهان  به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ارتباط پیدا می کرد و این که حزب دمکرات از برجام به عنوان موفقیت در روابط بین المللی دولت اوباما استفاده تبلیغاتی خواهد کرد و این مخالفت ها تا آنجا پیش رفته بود که دولت  را با مشکلاتی مواجه ساخته بود و به یک چالش جدی بین دولت اوباما با گنگره تبدیل شده بود .

     با شروع فعالیت های انتخاباتی برای ریاست جمهوری آمریکا ؛ آقای دونالد ترامپ که نامزد حزب جمهوریخواه بود با اینکه از جانب رهبران حزب مزبور حمایت قاطع نمی شد و در پاره ای از مواقع با مخالفت هائی هم روبرو بود مع الوصف او نیز مخالفت با برجام  را  در چارچوپ مخالفت های جمهوریخواهان گنگره تنظیم کرد و تا آنجا پیش رفته بود که اظهار داشته بود بعد از انتخاب شدنش برجام  را پاره می کند ؟!

   بعد از انتخاب ترامپ اولین سئوالی که در اذهان در رابطه با برجام خطور کرد این بود که شخصی که از این بعد کلید دار کاخ سفید است با این قرار داد بین المللی چه خواهد کرد ؟ آن طور که در کمپین انتخاباتی گفته : آن را پاره می کند و یا از نظراتش عدول می کند و بیانات قبل از انتخابات تا بعد آن متفاوت است و یا ......

  به نظر نگارنده سه گزینه  در پیش روی آقای ترامپ وجود دارد :

1-      گزینه اول این که : از کنار آن بگذرد و توجهی نکند و در حد مخالفت  ظاهری  اکتفا نماید .

   عملا این گزینه بعید به نظر می رسد  و با اظهارات گذشته ترامپ و سر سختی که تاکنون جمهوریخواهان  گنگره  در مخالفت با برجام از خودشان نشان دادند و دیدگاه های اشخاصی  که ترامپ در حال چیدمان برای دولت آینده آمریکا است در تضادی آشکار قرار دارد و تقریبا  این گزینه دور از انتظار است و می توان گفت نزدیک به صفر است .

 فقط در یک صورت احتمال دارد این گزینه در برنامه آقای ترامپ جای بگیرد و آن این که : روسیه که از یک سو با ایران رابطه نزدیک دارد و از تایید کنندگان برجام است و از دیگر سو پیش بینی می شود با ترامپ روابطی حسنه داشته باشد از ترامپ بخواهد مخالفت با برجام را بطور جدی در دستور کار دولتش قرار ندهد و یا ایران بر اثر یک دیپلماسی خاص در یک مذاکرات  ؛ امتیازاتی ویژه به ایالات متحده بدهد و ترامپ را  وادار کند از پرداختن به برجام منصرف شود .

2-      گزینه دوم این که ؛ ترامپ بطور جدی برجام را کنار بگذارد و اعلام کند چون گنگره آمریکا آن را به تصویب نرسانده لذا ملتزم به اجرای آن نیست .و آمریکا  را از 5+ 1 کنار بکشد .

در این صورت شاید بتواند پاسخگوی انتظارات مخالفان داخلی برجام  در ایالات متحده و جمهوریخواهان در گنگره باشد ولیکن در عمل ؛ واشنگتن ؛ بر خلاف جریان آب در روابط  بین المللی شنا می کند  و آمریکا را به انزوا در جامعه بین المللی می کشاند و نشان می دهد که دولتمردان آمریکائی اعتباری برای امضای مسئولین قبلی که با رای مردم به کاخ سفید راه پیدا کرده بودند قائل نیستند  و این موضوع یک سوء ظن دائمی را نسبت به رهبران آمریکا در بین سایر کشورها بوجود خواهد آورد و از این به بعد ؛ از اعتبار بین المللی آمریکا کاسته می شود و اروپائی ها از این عمل دولتمردان آمریکائی آزرده خواهند شد و به بی اعتنائی و بی احترامی  به آن ها تعبیر می شود .

3-      گزینه سوم ؛ در این گزینه ؛ ترامپ ؛ برجام را پاره نکند بلکه با استفاده از دستگاه قضائی ایالات متحده و اتکاء به یک سری ضوابط و مقررات داخلی این کشور عملا برجام را از حیز انتفاع ساقط نماید و به گونه ای عمل کند تا بانک های دیگر کشورها از تامین مالی معاملات با ایران خودداری نمایند . آمریکا با اجرای  تحریم اولیه که مربوط به حقوق بشر و تروریسم و....می شود دیگرکشورها را در معاملات با  ایران با چالش های جدی روبرو سازد .

اسرائیل به دنبال اجرای این گزینه است و احتمالا در دیدار آینده نتانیاهو با ترامپ  که ممکن است در فروردین ماه 1396 انجام گیرد ؛ نخست وزیر اسرائیل بر این گزینه تاکید کند و بعید نیست برخی از کشورهای عربی خلیج فارس این گزینه را تائید نمایند تا به این ترتیب روابط تهران – واشنگتن تیره تر از آنچه که امروز است بشود .

  گزینه سوم این حسن را برای ایالات متحده در بر دارد که با جامعه جهانی مخالفت نکرده ولیکن به اهداف خودش برای بی اثر ساختن برجام دست پیدا کرده است . 

منبع اصلی مطلب : Shahabi Online
برچسب ها : برجام ,ترامپ ,آمریکا ,گزینه ,مخالفت ,المللی ,ایالات متحده ,      گزینه ,ریاست جمهوری ,دولتمردان آمریکائی ,پیدا کرده ,ریاست جمهوری آمریکا
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : ترامپ و برجام